دلايل استرسهاي کاري
الف)شيفت*هاي کاري
يکي ازعوامل عصبيت و اضطراب در محيط کار افزايش شيفت هاي کاري است . قبل از جنگ جهاني دوم فقط 15 درصدازکارگران شب کار بودند اما اخيرًا تمايل به دستيابي به توليد بالا باعث شده که اکثر کارخانجات 24 ساعته و در سه شيفت کار کنند .شيفت*هاي کاري باعث به هم زدن ساعت بيولوژيک کارکنان شده که پيامد آن بروز خستگي، کج خلقي، بي*خوابي، بي*اشتهايي، عدم تمرکز و ضعف حافظه است.کارکناني که به شکلي کم خوابي دارند و توليد هورمون سروتونين بدنشان به ميزان20 درصد کاهش پيدا مي*کند که خود عاملي جهت بروز افسردگي مي شود.
کارگران شب کار دو برابربيشتر نسبت به روز کارها تمايل به کشيدن سيگار دارند و احتمال حمله قلبي بعداز پنج سال در آنها دوبرابر مي شود.
ب)ساعت کار زياد
مطالعات نشان داده که شرايط کاري در اکثر کارخانجات نسبت به گذشته مضرتر شده است. فشار به پرسنل جهت کار بيشتر و اضافه کار براي کسب بهره*وري بيشتر باعث شده که کارکنان کمتر به مسائل خانوادگي بپردازند و احساس مي*کنند بين کار و روابط خانوادگي مي*بايست يکي را انتخاب کنند که اين مسئله باعث عدم رضايت آنها مي*شود .
ج)فناوري
کارکنان از اينکه توسط ابزارهاي کنترلي زيرنظر گرفته شوند واين*که برده فناوري شده*اند و همين فناوري عاملي شده که کارشان را از دست بدهند و احساس عدم اطمينان درکار مي کنند
د)اذيت و آزارهاي شغلي
عدم رسيدگي به شکايات و پرداخت غرامت به کارکنان، کارهاي تکراري، رقابت غير معمول بين پرسنل و ناديده گرفتن خواسته ها باعث کاهش روحيه پرسنل، افزايش حملات رواني و خشونتهاي شغلي مي گردد .
ه)حقوق کم
عدم پرداخت حقوق و امکانات مناسب و اختلاف بين نتايج کار و ارزيابي عملکرد انجام گرفته؛ خصوصًا هنگامي که اين اختلاف ناشي از تعصبات نژادي و مسائل جنسيتي باشد باعث نااميدي در بخش پرسنل ميشود .
و)کوچک شدن سازمانها
عدم امنيت شغلي به دليل کوچک شدن سازمانها در اثر تجديد ساختار و مهندسي مجدد که راهکارهايي براي مقابله با کم شدن حاشيه سود و سهم بازار و بهره وري است، عاملي جهت بروز پرخاشگري است .
ي)سبک مديريت
تکنيک هاي سنتي مديريت درجهت جلوگيري از نااميدي و عصبيت در کار بي اثر است و اين مسئله خصوصًا در يک مديريت سلسله مراتبي و استبدادي بيشتر نمايان مي شود .شرکتها به دليل کمبود متخصصاني در امر اضطراب و افسردگي و همچنين عدم توجه پرسنل به بيماريهاي مغزي و رواني خود به علت جايگاه بد اجتماعي آن و اولويت قرارندادن اين مشکل توسط سازمانها باعث کاهش قابليت پرسنل و به وجود آمدن افسردگي شده اند .